محسن نامجو رفته خارج واق واق سگ یاد می کنه! ما را به هیچ برد. سگ را هم به هیچ می برد، چقدر دوس داشتم آهنگاشو وقتی ایران بود!
ما که نمی دهدمان هیچ جهان محل سگ!
خوش به حال تو که فقط به یکی دل بستی، فقط اونو دوس داری، هرجا که باشی هرکاری که کنی می دونم واسه اونه، می دونم آرزوت اینه که فقط یه بار بشینی و باهاش حرف بزنی ، اصلا فقط یه لحظه فرصت می خوای! که بهش بگی دوسش داری، می دونم که اونم مثل توئه، منتظره دل تو دلش نیست.
خوش به حال تو، خوش به حال شما.
سلام عزیزم، خوبی ؟ کم پیدایی؟ چند وقته ندیدمت! کی آن میشی؟ یه دونه ای!
بکش آقا کسی جلوتو نگرفته! طرف بعد 50 سال کشیدن نمیگه بده، نکش، دیگه از من که تا حالا لب نزدم و تجربه نکردم چه نصیحت؟!
شما یادتون نمیاد اون قدیما موبایل و اس ام اس و اینترنت و اینا نبود، دختر و پسر از دور همو دوس می داشتن، شاید بهترین لذت دنیا این بود که می رفتی یه گوشه دنج مثلا رو پشت بوم یا زیر درخت می شستی و نامه دوس دخترتو چند بار تو دلت آروم می خوندی!
پی نوشت: مقایسه کنید این پست و پست قبلی را!