الکی بگم پاس کردم تو بگی که نمی تونی!
نوشته های برچسب خورده با ‘درس’
گاهی برای فرار از عذاب وجدان و بازگشت آرامش درس می خوانم!
روي كاغذ شانسي براي پاسي وجود ندارد، امتحان دادن ريسك هم نيست، بالاتر از آن است. چون چيزي براي از دست دادن وجود ندارد. اما جدالي است براي توانستن! بايد به خودم ثابت بشه كه آيا مي تونم يا نه! وقتي تصميم مي گيرم كه حذف نمي كنم يعني بايد اين درس پاس بشه حتي [...]
يادم مياد چهار سال پيش وقتي پام به درس خوندن توي كتابخونه باز شد كتابخونه رو يه محيط كاملا رسمي مي دونستم و از تمام وقتي كه توي كتابخونه بودم نهايت استفاده رو براي درس خوندن مي كردم، هر چند اين وقت بسيار كم بود اما كاملا مفيد بود و جواب ميداد . هميشه يه [...]
از دانشكده جديد مان چه خبر ؟
Posted: اکتبر 7, 2008 in روز نوشت هابرچسبها: كلاس, استاد, دانشكده, دانشگاه, درس
سر بعضي كلاس ها كه ميشينم ، احساس ميكنم مثه آدمي ام كه حافظه شو از دست داده ، كم كم داره يه چيزايي يادش مياد ! اما از دانشكده جديدتان چه خبر ؟ اين سواليه كه اين روزها تقريبا همه مي پرسن از من ، دانشگاهتون خوبه ؟ چه همه دختر با خودتون آوردين [...]